می گویند شخصی سر کلاس ریاضی خوابش برد. وقتی زنگ را زدند بیدار شد و با عجله دو مساله را که روی تخته سیاه نوشته شده بود یادداشت کرد و بخیال اینکه استاد آنها را بعنوان تکلیف منزل داده است به منزل برد و تمام آن روز و آن شب برای حل آنها فکر کرد. هیچیک را نتوانست حل کند، اما تمام آن هفته دست از کوشش برنداشت. سرانجام یکی را حل کرد و به کلاس آورد. استاد بکلی مبهوت شد، زیرا آن ها را به عنوان دو نمونه از مسائل غیرقابل حل ریاضی داده بود.
به گزارش آکاایران: (از این مسئله نتیجه می گیریم که در زندگی هیچ چیز غیر قابل حلی وجود ندارد و ما می توانیم با تلاش و کوشش خود غیر ممکن را ممکن سازیم.)
منبع : نون و آب
[ جمعه 20 مرداد 1396 ] [ 12:19 PM ] [ سید رضا هاشمی ]